( صفت ) منسوب به کام یا استخوان کامی . استخوانی است زوج که از دو صفحه تشکیل شده : یکی قایم و دیگری افقی که باطرف مقابل مفصل شده و همچنین با کنار های خلقی زواید کامی فک اعلی نیز مفصل میشود و در نتیجه اسکلت دهان را تشکیل میدهند . صفح. قایم استخوان کامی در تشکیل جدار خارجی حفره های بینی شرکت دارد و از یک طرف با سطح داخلی فک اعلی و از طرف دیگر با زاید. رجلی شب پره مفصل میشود ....
دانشنامه عمومی
کامی (به ژاپنی: Kami 神) موضوع پرستش آیین شینتو است و در اصل لقبی است که از سر تجلیل برای ارواح باعظمت و مقدس به کار می رود و نوعی احساس تمجید برای فضایل و اقتدار و اعتبار آنها در پی می آورد. اوصاف رشد و نمو، حاصلخیزی و تولید مثل همواره در بین ذات ها و پدیده هایی که از روزگار قدیم به نام کامی خوانده شده اند، دیده می شود. پدیده های طبیعی از قبیل باد و طوفان و موجودات طبیعی مانند خورشید، کوه ها، رودخ...
مترادف و متضاد
velar(صفت)
غشایی، پردهای، کامی، ملازی
palatal(صفت)
دهانی، کامی، وابسته به کام، وابسته سق
فرهنگستان زبان و ادب
{palatal} [زبان شناسی] ویژگی همخوانی که در تولید آن زبان با سخت کام تماس می یابد {palatal , palatine} [پزشکی-دندان پزشکی] مربوط به کام یا در سمت کام