Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کافر خو ی

تلفظ بین المللی : /kˈɑfer xˈuːj/ تلفظ :‌ [k'AfeR x'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دوستی با خویشاوندان کافر
  • خویش کار
  • کافرخوی
  • کافر خو
  • کافرخو
  • کافر
  • کافر بچه
  • کافر حربی
  • کافر دلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کافرخوی. [ ف ِ / ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه خوی کافران دارد. کافرصفت. جفاجو. جفاپیشه. محارب. ستیزه گر :
روی درکش ز دهر دشمن روی
پشت بر کن به چرخ کافرخوی.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

( کافر خو ی ) ( صفت ) ۱ - کسی که اخلاق کافران دارد کافر صفت . ۲ - ستمگر جفاجو : [ روی در کش ز دهر دشمن روی پشت بر کن بچرح کافر خوی ] . ( خاقانی )

کلمات مرتبط

  • دوستی با خویشاوندان کافر
  • خویش کار
  • کافرخوی
  • کافر خو
  • کافرخو
  • کافر
  • کافر بچه
  • کافر حربی
  • کافر دلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات