کافت . [ف ِ ] (اِخ ) سمجی است جای باش دزدان که در آنجا متاع خود را نگاه میدارند و فراهم آرند. (منتهی الارب ).
کافت . (مص مرخم ) کافتن . شکافتن : سپاهی که دارد سر از شه دریغبباید همی کافت آن سر به تیغ.رودکی (ص 1168)....
فرهنگ فارسی
سمجی است جای باش دزدان که در آنجا متاع خود را نگه می دارند و فراهم آرند
دانشنامه عمومی
کافت ممکن است اشاره به موارد زیر باشد:کافت (زیست شناسی) یا لیز (Lysis)، تخریب یک یاخته به دلیل ازمیان رفتن غشای بیرونی آنکافت (زمین شناسی) یا ریفت (Rift)، شکستگی خطی بزرگ در پوسته زمینwiki: کافت کافت (زمین شناسی). کافت یا ریفت (انگلیسی: Rift) در زمین شناسی به محدوده ای خطی گفته می شود که در آن پوسته زمین و سنگ کره از هم دور می شوند و نمونه ای از زمین ساخت کششی به شمار می رود.فروزمین نمونه ای از پ...
مترادف و متضاد
crevasse(اسم)
کافت، شکاف عمیق
فرهنگستان زبان و ادب
{lysis} [زیست شناسی-میکرب شناسی] تخریب یاخته براثر ازهم پاشیدگی دیوارۀ آن {rift} [زمین شناسی] ناوه ای باریک و دراز که با گسل های عادی محصور شده باشد و دو طرف آن از هم دور شود