معانی کلمه : کاش
لغت نامه دهخدا
کاش . (اِخ ) مخفف کاشان و آن شهری است معروف از عراق . (برهان ). نام شهرولایت کاشان . (ناظم الاطباء). و رجوع به کاشان شود.
فرهنگ عمید
شیشه؛ آبگینه.
در هنگام خواهش، آرزو، و طلب چیزی به کار میرود: ◻︎ کاش کآن روز که در پای تو شد خار اجل / دست گیتی بزدی تیغ هلا کم بر سر (سعدی: ۱۴۳)، ◻︎ کاش آن بهخشمرفتهٴ ما آشتیکنان / بازآمدی که دیدۀ مشتاق بر در است (سعدی۲: ۳۳۹).
فرهنگ معین
(شب جم . ) واژه ای برای بیان آرزوها.
فرهنگ فارسی
کاچ، کاشک، کاشکی:کلمهای است که درمقام خواهش و آرزووطلب چیزی بطریق آرزومیگویند، کاچ:شیشه، آبگینه
( اسم ) شیشه آبگینه .
اطلاق به گماشته ای می شود که مواظب ذخایر آشپزخانه یا سفره شاهی است
( اسم ) شیشه آبگینه .
اطلاق به گماشته ای می شود که مواظب ذخایر آشپزخانه یا سفره شاهی است
دانشنامه عمومی
کاش (هندی: Kaash) فیلمی هندی است که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جکی شروف، دیمپل کاپادیا و انوپم کهیر اشاره کرد.
wiki: کاش
گویش مازنی
پسوندی در مقام کشنده و نابودکننده
/kaash/ پسوندی در مقام کشنده و نابودکننده
مترادف و متضاد
ایکاش، بو، کاشکی، لیت
if (حرف ربط)
چه، اگر، چنانچه، ایا، کاش، هر گاه، خواه، هر وقت، ای کاش، بفرض
واژه نامه بختیاریکا
باها
