کاسنی . [ س َ ] (ص نسبی ) مردمی را گویندکه بقریه ٔ کاسن منسوبند که قریه ای است از قرای سمرقند. (برهان ). منسوب به قریه ٔ کاسن . (ناظم الاطباء).
گیاهی خودرو با برگهای کرکدار، ساقهای کوتاه، و گلهای آبی که ریشه، برگ، و دانۀ آن مصرف دارویی دارد؛ تلخک؛ تلخجوک؛ تلخجکوک؛ انگوپا؛ انوپا؛ هندبید. Δ هرگاه دانههای تلخ آن با گندم مخلوط و آرد شود طعم آرد را تلخ میکند.
سردۀ علفی چندسالۀ شیرابهدار بدون زمینساقه با ساقههای منفرد ایستادۀ برگدار با تقریباً شش گونۀ خودرو و دو گونۀ زراعی که یکی از آنها آندیو است؛ این گیاهان در اروپا و ناحیۀ مدیترانه و از جنوب تا اتیوپی پراکنده هستند
گیاهی است علفی و پایا از تیره ی مرکبات که در حقیقت سردسته ...
تکیه ای: kâsni
طاری: kâsni
طامه ای: kâsni
طرقی: kâsni
کشه ای: gârtni
نطنزی: kâsni