کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کار-به-راه-برد | کلماتور
معنی کلمه : کار به راه برد
تلفظ بین المللی :
/kˈɑr beː rˈɑh bˈord/
تلفظ :
[k'AR be: R'Ah b'oRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کار به راه بردن
کار را به پایان رساندن
نکرده کار را نبر به کار
شاخک های خود را به کار انداختن
اتومبیل را به کنار جاده راندن
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
کافر همه را به کیش خود پندارد
ای کاش از همان اول حقیقت ( راستش) را (به او) گفته بودم.
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کار به راه بردن. [ ب ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) کار بساز کردن.( آنندراج ). رجوع به کار بساز کردن شود :
تا نداری از گره سررشته خود را نگاه
کار خود را کی توانی برد چون سوزن براه.
( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
کار به راه بردن
کار را به پایان رساندن
نکرده کار را نبر به کار
شاخک های خود را به کار انداختن
اتومبیل را به کنار جاده راندن
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
کافر همه را به کیش خود پندارد
ای کاش از همان اول حقیقت ( راستش) را (به او) گفته بودم.
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
نظرات