کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کاری-شدن | کلماتور
معانی کلمه : کاری شدن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑri ʃˈodan/
تلفظ :
[k'ARi S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
باعی انجام کاری شدن
اماده کاری شدن
باعث انجام کاری شدن
روکش کاری شانه تا شانه
شانه کاری
کار چون زر شدن
کمری شدن
نرم کامی شدن
از کار شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاری شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مؤثر افتادن.
فرهنگ فارسی
موثر افتادن
کلمات مرتبط
باعی انجام کاری شدن
اماده کاری شدن
باعث انجام کاری شدن
روکش کاری شانه تا شانه
شانه کاری
کار چون زر شدن
کمری شدن
نرم کامی شدن
از کار شدن
نظرات