Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاریگر

تلفظ بین المللی : /kɑrˈiɡar/ تلفظ :‌ [kAR'igaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • کاریگری
  • طبقۀ کارگر
  • کارآموز دستیاری کارگردان
  • کاردگر
  • کاردگر الیشرود
  • کاردگر خطیر
  • کاردگر محله
  • کاردگر نماور
  • کاردگر کلا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کاریگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) مزیٌدعلیه کارگر. ( غیاث ) ( آنندراج ). جلاذی. جلذی. ( منتهی الارب ). کارگر. ( فرهنگ شاهنامه ). استاد. صنعت کار. مؤثر : یزید [ یزیدبن مهلب ] کاریگران را بکار کرد تا درختان را همی بریدند و راهها نرم همی کردند. ( ترجمه طبری بلعمی ).دگر گفت کاریگران آوریدگچ و سنگ و خشت گران آورید.فردوسی.بدانست کاریگر راست گوی که عیب آورد مرد دانا بروی.فردوسی.ز هر سو برفتند کاریگرا...

فرهنگ عمید

کارگر ماهر، صنعت کار: بدانست کاریگر راست گوی / که عیب آورد مرد دانا بر اوی (فردوسی: ۸/۲۹۰ ).

کلمات مرتبط

  • کاریگری
  • طبقۀ کارگر
  • کارآموز دستیاری کارگردان
  • کاردگر
  • کاردگر الیشرود
  • کاردگر خطیر
  • کاردگر محله
  • کاردگر نماور
  • کاردگر کلا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات