کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کاریک علویان
تلفظ بین المللی :
/kˈɑrik olˈovjɑn/
تلفظ :
[k'ARik ol'ovjAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کارک علویان
کاریک
کاریک کالیفرنیا
دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
دی الکتریک
دی الکتریک غیرخطی
دی الکتریک ناقطبی
دی الکتریک همسانگرد
دیر کاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاریک علویان. [ ع َ ل َ ] ( اِخ ) کارک علویان. رجوع به کارک علویان شود : طغشاده ضیاع علیا خنبون که کاریک علویان گویند به وی داده بود. ( تاریخ بخارا ص 72 ).
فرهنگ فارسی
کارک علویان
کلمات مرتبط
کارک علویان
کاریک
کاریک کالیفرنیا
دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
دی الکتریک
دی الکتریک غیرخطی
دی الکتریک ناقطبی
دی الکتریک همسانگرد
دیر کاری
نظرات