Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارگیر

تلفظ بین المللی : /kˈɑrɡir/ تلفظ :‌ [k'ARgiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کارگیری
  • سازمان بازدارندگی از به کارگیری جنگ افزارهای شیمیایی
  • طبقۀ کارگر
  • کارآموز دستیاری کارگردان
  • کاردیر هرمز
  • کارریر
  • کارریر سورسن
  • کارپیرا
  • کارگر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کارگیر. ( اِ مرکب ) غار و سرداب و زیرزمینی و گنبد. || نوعی از پارچه درشت و ستبر. || سنگ محکم و ستون سنگی و استواری که در ساختن عمارت بکار میبرند.
- کارگیر بنا ؛ سنگی که بدان چیزی بنا میکنند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

غار و سرداب
( صفت اسم ) ۱ - کسی که بکاری می پردازد آنکه مباشر کاری شود . ۲ - سنگ محکم یا ستون سنگی استواری که در ساختن عمارت بکار برند . یا کار گیر بنا . سنگی محکم که بدان ساختمانی بنا کنند . ۳ - نوعی پارچ. درشت و ستبر . ۴ - سرداب زیر زمین . ۵ - غار کهف . ۶ - گنبد .

مترادف و متضاد

undertaking (اسم)
مقاطعه کار کفن ودفن، جواب گو، کارگیر

undertaker (اسم)
متعهد، مقاطعه کار کفن ودفن، جواب گو، کارگیر، عزیمت کن

کلمات مرتبط

  • کارگیری
  • سازمان بازدارندگی از به کارگیری جنگ افزارهای شیمیایی
  • طبقۀ کارگر
  • کارآموز دستیاری کارگردان
  • کاردیر هرمز
  • کارریر
  • کارریر سورسن
  • کارپیرا
  • کارگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات