کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارگردانی | کلماتور
معانی کلمه : کارگردانی
تلفظ بین المللی :
/kˌɑrɡardˈɑni/
تلفظ :
[k,ARgaRd'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کارگردانی کردن
کارگردانی و کارگردان های سینمای ایران
سینمای ایران کارگردانی
جایزه اسکار بهترین کارگردانی
جایزه بفتای بهترین کارگردانی
جایزه بهترین کارگردانی
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین کارگردانی
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین کارگردانی
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین کارگردانی هنری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کارگردانی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل کارگردان. اداره. || صحنه آرایی.
فرهنگ فارسی
عمل کار گردان ۱ - روبراه کردن امور ادار. امور . ۲ - تولیت مجلس انجمن یا حزبی . ۳ - صحنه آرایی ( تاتر فیلم ) .
کلمات مرتبط
کارگردانی کردن
کارگردانی و کارگردان های سینمای ایران
سینمای ایران کارگردانی
جایزه اسکار بهترین کارگردانی
جایزه بفتای بهترین کارگردانی
جایزه بهترین کارگردانی
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین کارگردانی
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین کارگردانی
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین کارگردانی هنری
نظرات