معانی کلمه : کاروانسرا
لغت نامه دهخدا
کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) نام محلی در 74000گزی دوراهه ٔ بناب میان امیرآباد و دوراهه ٔ بوکان .
فرهنگ عمید
۱. ساختمانی بزرگ در داخل شهر یا میان راه که کاروان ها در آنجا اقامت می کردند، کاروان خانه.
۲. [عامیانه، مجاز] جایی که رفت وآمد در آن زیاد است: خانهٴ ما کاروان سرا شده.
۳. [قدیمی، مجاز] دنیا.
۲. [عامیانه، مجاز] جایی که رفت وآمد در آن زیاد است: خانهٴ ما کاروان سرا شده.
۳. [قدیمی، مجاز] دنیا.
فرهنگ معین
(سَ ) (اِمر. ) جایی در داخل شهر یا میان راه ها که کاروان ها در آنجا اقامت می کردند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مهمانخانه
دانشنامه عمومی
تیم.
مترادف و متضاد
اتراقگاه، منزلگاه
خان، رباط، کاروانخانه، کاروانگاه
۱. خان، رباط، کاروانخانه، کاروانگاه
۲. مهمانخانه
۳. اتراقگاه، منزلگاه
