Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارشکن

تلفظ بین المللی : /kɑrʃˈekan/ تلفظ :‌ [kARS'ekan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کارشکنی
  • کارشکنی کردن
  • کارشکنی و خرابکاری
  • رستوران کارکنان
  • غذاخوری کارکنان
  • کارشناس
  • کارشناس ارشد اطلاعات
  • کارشناس اطلاعات
  • کارشناس رمز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کارشکن. [ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) هر چیز که مانع از پیشرفت کار باشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه کار شکنی کند. ساعی. واشی.

فرهنگ عمید

آن که یا آنچه مانع پیشرفت کار می شود.

فرهنگ معین

(شِ کَ ) (ص فا. ) ۱ - کسی که مانع پیشرفت کار باشد. ۲ - سخن چین ، نمام .

فرهنگ فارسی

هرچیز که مانع از پیشرفت کار باشد
( صفت ) ۱ - کسی که مانع پیشرفت کار باشد آنکه کار شکنی کند . ۲ - سخن چین ساعی نمام .

مترادف و متضاد

اخلالگر، اشکال‌تراش، جلوگیر، مانع، مخل

ratter (اسم)
خائن، میهن فروش، موش گیر، کارشکن

کلمات مرتبط

  • کارشکنی
  • کارشکنی کردن
  • کارشکنی و خرابکاری
  • رستوران کارکنان
  • غذاخوری کارکنان
  • کارشناس
  • کارشناس ارشد اطلاعات
  • کارشناس اطلاعات
  • کارشناس رمز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات