معانی کلمه : کاردرمانی
فرهنگ معین
(دَ ) (حامص . ) روشی که بیمار را با کار کردن معالجه می کنند. (به ویژه در مورد معلولیت ها و بیماری های روانی ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
درمان بیماری با فعالیت بدنی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
occupational therapy (اسم)
درمان بوسیله اشتغال بکار، کار درمانی
فرهنگستان زبان و ادب
{ergotherapy} [علوم پایۀ پزشکی] درمان بیماری با فعالیت بدنی
