Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارت

تلفظ بین المللی : /kˈɑrt/ تلفظ :‌ [k'ARt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • کارت برنامه
  • کارت تلفن
  • کارت خوان
  • کارت خوان پردازه
  • کارت رایت
  • کارت صورت غذا
  • کارت غیرلمسی
  • کارت منو
  • کارت هوشمند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش بختیاریمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کارت . (فرانسوی ، اِ) ورقه ٔ یادداشت که در دید و بازدید برای یکدیگر فرستند. (ناظم الاطباء). مقوائی که نام دارنده ٔ آن بر آن نوشته است . کارت دعوت . || ورق بازی چون گنجفه و غیره . || کارت عضویت ، ورقه ای دال بر کارمندی شخص در مؤسسه و اجتماعی .

کارت. ( فرانسوی ، اِ ) ورقه یادداشت که در دید و بازدید برای یکدیگر فرستند. ( ناظم الاطباء ). مقوائی که نام دارنده ...

فرهنگ عمید

١. تکه مقوای نازک به شکل مربع یا مستطیل که در روی آن مشخصات کسی یا چیزی نوشته شده است.
٢. هر یک از ورق‌ها در ورق‌بازی.
⟨ کارت ویزیت: ورقۀ کوچک مقوایی که روی آن اسم خود را چاپ می‌کنند و در ملاقات‌ها و بازدیدها برای معرفی خود می‌دهند.

١. تکه مقوای نازک به شکل مربع یا مستطیل که در روی آن مشخصات کسی یا چیزی نوشته شده است.٢. هر یک از ورق ها در ورق بازی.* کارت ویزیت: ورقۀ کوچک مقوای...

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - مقوای نازک که روی آن مشخصات چیزی یاکسی نوشته می شود. ،~ ِ ~ویزیت کارتی که روی آن نام ، نام خانوادگی ، شغل ، آدرس و تلفن شخص نوشته شده باشد. ، ~ شناسایی مدرک رسمی برای اثبات هویت شخص . ، ~ ملی ورقه ای دارای شمارة مشخص که حاوی مشخصا
[ فر. ] (اِ.) 1 - مقوای نازک که روی آن مشخصات چیزی یاکسی نوشته می شود. ؛~ ِ ~ویزیت کارتی که روی آن نام ، نام خانوادگی ،...

دانشنامه آزاد فارسی

کارت (Card)آداپتور یا بورد مدار چاپی (یک تخته مدارهای الکترونیکی) که می توان آن را در یک رایانه نصب نمود و توسط آن، قابلیت های اضافی یا جدید به دست آورد. کارت ها، سرویس های ویژه ای (نظیر راه اندازی یک ماوس یا مودم) را فراهم می سازند که پیشاپیش در رایانه وجود نداشته اند.wikijoo: کارت کارت (بازی های ورق). رجوع شود به:بانک، بازیwikijoo: کارت_(بازی_های_ورق)...

فرهنگ فارسی

مقوای نازک، ورقه، نقشه جغرافیا، سیاهه حساب، ورق قماربازی( اسم ) ۱ - مقوای نازک . ۲ - مقوایی نازک که نام و نشانی شخص بر آن نوشته شده و در دید و بازدید آنرا بکار برند . یا کارت تبریک . مقوایی نازکی که بر یک جانب آن مطالبی مبنی بر تبریک عید نوروز یااعیاد دیگر نویسند و برای اشخاص فرستند . یا کارت پستال . ۲ . یا کارت خبرنگاری . کارتی است که از طرف یک نشریه با تصدیق مقامات صلاحیتدار در مملکتی بخبرنگاران...

دانشنامه عمومی

کارت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کارت شارژکارت اعتباریکارت نقدیفلش کارتکارت خاکستریکارت مغناطیسیکارت حافظهکارت پرداختورق های بازی یا کارت بازیکارت پستیکارت پانچسیم کارتکارت هوشمندکارت تلفنکارت گرافیککارت ویزیتwiki: کارت کارت (ابهام زدایی). کارت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کارت عابربانککارت ویزیتکارت شارژکارت نقدیکارت مغناطیسیکارت حافظهکارت پانچسیم کارتکارت هوشم...

گویش بختیاری

کارد.

مترادف و متضاد

فیش، ورق، ورقه

card (اسم)
کارت ویزیت، کارت، ورق، برگ، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازی، بلیط، گنجفه، ماشین پرداخت پارچه

کلمات مرتبط

  • کارت برنامه
  • کارت تلفن
  • کارت خوان
  • کارت خوان پردازه
  • کارت رایت
  • کارت صورت غذا
  • کارت غیرلمسی
  • کارت منو
  • کارت هوشمند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات