معنی کلمه : کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
فرهنگ فارسی
تجربهای همهگیرشناختی که در آن افراد یک جمعیت بهطور تصادفی به گروههای مطالعه و شاهد تقسیم میشوند تا روشی خاص یا عملی مشخص یا مداخلهای معین در جهت پیشگیری یا درمان بر روی آنها اعمال شود

تجربهای همهگیرشناختی که در آن افراد یک جمعیت بهطور تصادفی به گروههای مطالعه و شاهد تقسیم میشوند تا روشی خاص یا عملی مشخص یا مداخلهای معین در جهت پیشگیری یا درمان بر روی آنها اعمال شود