معانی کلمه : کادو
لغت نامه دهخدا
کادو. [ دُ ] ( فرانسوی ، اِ ) هدیه. تحفه. سوقات که بدوستان دهند.
فرهنگ عمید
آنچه برای ابراز دوستی، تشکر، یا تبریک به کسی داده می شود، پیشکش، هدیه.
فرهنگ معین
(دُ ) [ فر. ] (اِ. ) پیشکش ، هدیه .
فرهنگ فارسی
هدیه، پیشکش
پیشکش، هدیه، تحفه، سوغات، ارمغان
( اسم ) هدیهای که بدوستان دهند تحفه توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .
هدیه و تحفه
( اسم ) هدیهای که بدوستان دهند تحفه توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .
هدیه و تحفه
دانشنامه عمومی
کادو (به ایتالیایی: Cadeo) یک کومونه در ایتالیا است که در استان پیاچنزا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایتالیا
کادو ۳۸٫۶ کیلومترمربع مساحت و ۵٬۶۰۱ نفر جمعیت دارد و ۶۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایتالیا
کادو ۳۸٫۶ کیلومترمربع مساحت و ۵٬۶۰۱ نفر جمعیت دارد و ۶۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
wiki: کادو
گویش مازنی
زالو
/kaadoo/ زالو
جملات نمونه
کادو شده
given as a gift, presented
مترادف و متضاد
ارمغان، تحفه، هدیه
gift (اسم)
استعداد، بخشش، نعمت، موهبت، عطا، عطیه، ژنی، هدیه، کادو، پیشکش، ره اورد
فرهنگ فارسی ساره
ارمغان، پیشکش
واژه نامه بختیاریکا
بُردگُوی؛ پَر شالی
