کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کابد
تلفظ بین المللی :
/kˈɑbed/
تلفظ :
[k'Abed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کابدول
کابدن ریچارد
کابدار تاس
کابدن مینه سوتا
کابدن ویکتوریا
ویکتور کابدو
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کابد. [ ب ِ ] ( ع اِمص )رنجکشی جهت چیزی. اسم است کباد را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
رنجکشی جهت چیزی
کلمات مرتبط
کابدول
کابدن ریچارد
کابدار تاس
کابدن مینه سوتا
کابدن ویکتوریا
ویکتور کابدو
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
نظرات