Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژن

تلفظ بین المللی : /ʒˈen/ تلفظ :‌ [Z'en]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • ژن بارز
  • ژن باز پیوستگی
  • ژن بوم شناسی
  • ژن ترشح ساز
  • ژن تنظیم کننده
  • ژن جهش افزا
  • ژن جهش کاه
  • ژن درمانی
  • ژن دگرریخت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ژن .[ ژُ ] (اِخ ) نام کرسی بخش لاند از ولایت مُن -دو-مارسان ، دارای 608 تن سکنه .

ژن . [ ژَ ] (ص ) زشت . بدهیئت . (آنندراج ). در زبان پهلوی زشت باشد. (فرهنگ شعوری ج 2 ص 51). فرومایه . دون . (ظاهراً از مجعولات شعوری است )....

فرهنگ عمید

عامل انتقال صفات ارثی که بر روی کروموزوم قرار دارد.

فرهنگ معین

(ژِ ) [ فر. ] (اِ. ) عامل انتقال دهندة صفات ارثی .

دانشنامه آزاد فارسی

ژِن (gene)ژِنژِنواحد بنیادی مادۀ وراثتی. در یکی از رشته های دی اِن اِی قرار دارد و آر اِن اِی از آن رونویسی می کند. در موجودات عالی، ژن ها بر روی کروموزوم ها جای دارند. هر ژن به صورتی ثابت خصوصیت ویژه ای را در فرد پدید می آورد. این ماده را به پاس تحقیقات زیست شناسی اتریشی، گرگور مندل، ژن مندلی نیز می نامند. هر ژن در جایی معیّن، جایگاه ژنی (لوکوس)، روی کروموزومی خاص قرار دارد و ممکن است اشکال گوناگ...

فرهنگ فارسی

(زیست‌شناسی) عامل انتقال ویژگی‌های ارثی، زاد

واحد کارکردی وراثت که جایگاه خاصی را در فام‌تن اشغال می‌کند

شهری در ایتالیا کرسی لیگوری کنار خلیج ژن در ساحل بحر الروم ( مدیترانه ) که بیش از ۷۹۵٠٠٠ سکنه دارد . شهریست زیبا و باشکوه دارای قصر های عالی قدیمی و موزه های غنی و حاوی کارخانه های نساجی کشتی سازی و فلز کاری است . شراب ابریشم و روغن صادرات آنرا تشکیل میدهد . در قرون وسطی این شهر با ...

دانشنامه عمومی

(کردی) ژِن؛ زَن.

ژن (به فرانسوی: gène) واحد مولکولیِ وراثت از یک ارگانیسم زنده است.اکثر صفات بیولوژیکی اثر ترکیبی از اقدامات بسیاری از ژن ها هستند.آرایش ژنتیکی یک موجود زنده (ترکیب ژن های آن)، تعیین کنندهٔ مشخصات آن، مانند رنگ چشم های یک جانور یا بوی گل یک گیاه است.بیشتر ژن ها اطلاعات مربوط به ساخت پروتئین ها را دربردارند و معمولاً در توالی واحدهای سازندهٔ مولکول دی ان ای (نوکلئوتیدها) ذخیره...

جملات نمونه

ژن غالب

dominant gene

ژن نهفته

recessive gene

ژن ساختاری

structural gene

ژن تنظیم کننده

regulator gene

ژن دگرریخت

allelomorphic gene

ژن باز پیوستگی

recombination gene

ژن چندگرا/ژن چند اثرpleiotropic gen...

مترادف و متضاد

gene (اسم)
ژن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ژن کوچک ترین واحد شیمیایی اطلاعات ارثی است که به تعداد بی شمار، درون میلیاردها سلول تشکیل دهنده بدن، وجود دارد. در روایات اسلامی مسئله ژن و ژنتیک مورد بررسی قرار گرفته است. البته در کلام معصومین، الفاظ علوم امروزی به کار نرفته است، اما توصیه هایی را به پیروان خویش ارایه کرده اند که می تواند بر این امر تطبیق کند.ژن کوچک ترین واحد شیمیایی اطلاعات ارثی است که به تعداد بی شمار، درون میلیارد...

فرهنگستان زبان و ادب

{gene} [زیست شناسی] واحد کارکردی وراثت که جایگاه خاصی را در فام تن اشغال می کند

کلمات مرتبط

  • ژن بارز
  • ژن باز پیوستگی
  • ژن بوم شناسی
  • ژن ترشح ساز
  • ژن تنظیم کننده
  • ژن جهش افزا
  • ژن جهش کاه
  • ژن درمانی
  • ژن دگرریخت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات