Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژاژ

تلفظ بین المللی : /ʒˈɑʒ/ تلفظ :‌ [Z'AZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • ژاژ خوار
  • ژاژ درائیدن
  • ژاژ لائیدن
  • ژاژ بزه
  • ژاژ بکرد
  • ژاژ خاییدن
  • ژاژ گفتن
  • کانی ژاژ
  • هیره ژاژ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ژاژ. ( اِ ) گیاهی بود که آن را کنگر گویند و تره دوغ کنند. ( نسخه ای از لغت نامه اسدی ). گیاهی باشد که اندر تره دوغ کنند. ( لغت نامه اسدی ). گیاهی است که تره دوغ از وی سازند یعنی ریچال . ( صحاح الفرس ). از تعریف های فوق خوب پیداست که ژاژ، کاکوتی ( ککلیک اوتی ) معروف است که آن را نتوان جویدن ، چه آب به خود نگیرد و آن گیاهی خرد است در صحرا چون خارهای خرد و با شاخهای خرد و معطر که برای عطر در دوغ و ما...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) گیاهی بی مزه، خاردار، و خودرو شبیه درمنه که در صحراها می روید. شتر آن را از زمین می کند و می جود اما نمی تواند نرم کند و فرو ببرد. جز سوختن مصرفی ندارد.۲. [مجاز] سخن بیهوده و بی معنی، یاوه.۳. (زیست شناسی ) کنگر.۴. (زیست شناسی ) = کاکوتی* ژاژ خاییدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] سخنان بی مزه، بیهوده، و بی معنی گفتن، یاوه سرایی کردن: همه دعوی کنی و خایی ژاژ / در همه کارها حقیری و هاژ ...

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - گیاهی است بی مزه ، خاردار و خودرو که در صحراها می روید، شتر آن را می جود ولی نمی تواند فرو ببرد. ۲ - کنایه از: سخن بیهوده .

فرهنگ فارسی

(ادبی) حرف بی‌اساس، یاوه، چرند

(گیاه‌‌شناسی) خاربن، انگنار، خار مقدس

گیاهی است خارداروخودروکه شتر آنرامی جود( اسم ) ۱ - بوته گیاهی است بغایت سفید و شبیه بدرمنه در نهایت بی مزگی و هر چند شتر آن را بخاید نرم نشود و بسبب بیمزگی فرو برد . توضیح : درباره هویت این گیاه اختلاف است . مولف برهان آن را علفی دانسته که در دوغ کنند و هم آنرا نوعی کنگر نوشته و مرادف خار شتر دانسته است . مرحوم دهخدا ...

دانشنامه عمومی

کلام بیهوده

همان نسخ، هم‌ارز واگذاردن و تاراندن و کنارزدن. می‌توانیم برابر منسوخ و دربرابر ناسخ هم بگذاریمش. پس ناسخ و منسوخ را دیگر ژاژا و ژاژ گوییم.

گیاهی است خاردار و بی مزه شبیه درمنه که هر چه شتر آنرا بخاید نرم نشود و آنرا فرو نبرد. اصطلاح ژاژ خایی کنایه از حرف بیهوده و بی معنا زدن از نام همین گیاه گرفته شده است.wiki: ژاژ...

گویش مازنی

۱حالتی از هر نوع برآمدگی ۲برآشفتگی ۳حالت موی پف کرده

/zhaazh/ حالتی از هر نوع برآمدگی - برآشفتگی ۳حالت موی پف کرده

مترادف و متضاد

بیهوده، ترهات، چرند، مزخرف، مهمل، یاوه


کلمات مرتبط

  • ژاژ خوار
  • ژاژ درائیدن
  • ژاژ لائیدن
  • ژاژ بزه
  • ژاژ بکرد
  • ژاژ خاییدن
  • ژاژ گفتن
  • کانی ژاژ
  • هیره ژاژ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات