معانی کلمه : چیلک
لغت نامه دهخدا
چیلک . [ ل َ ] (اِ) چینه . رجوع به چینه شود.
چیلک . [ ل ُ ] (اِ) ریسمانهائی است که از برگ خرما و جز آن بافته میشود. (لغت بلوچ نیک شهر).
فرهنگ عمید
توتفرنگی#NAME?
= توت فرنگی
فرهنگ فارسی
( اسم ) چیلک
چیلک دهیست از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج .
چیلک دهیست از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج .
دانشنامه عمومی
چیلک، روستایی از توابع بخش ییلاق شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان قوری چای قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۰ نفر (۳۴خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان قوری چای قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۰ نفر (۳۴خانوار) بوده است.
wiki: چیلک
فرهنگ اسم ها
اسم: چیلک (دختر) (ترکی) (تلفظ: chilak) (فارسی: چیلَک) (انگلیسی: chilak)
معنی: توت فرنگی
معنی: توت فرنگی
