چیرگی. [ رَ / رِ] ( حامص ) حالت و چگونگی چیره. چیره بودن. چیر بودن.غلبه. تسلط. قهر. سیطره. استیلاء. پیروزی. تفوق. برتری. دست. ید. ( یادداشت مؤلف ). زبردستی : چوآمد به تخت اندرون تیرگی گرفتند ترکان برآن چیرگی. فردوسی.همه چیرگی با منوچهر بودکزو مغز گیتی پر از مهر بود.فردوسی.درآمد به تاج اندرون خیرگی گرفتند پرمایگان چیرگی.فردوسی.بدین ستودگی و چیرگی به کار کمان ازین ستوده تر و چیره تر به کار قلم.فرخی...
فرهنگ عمید
۱. پیروزی. ۲. غلبه.
فرهنگ معین
(رِ ) [ په . ] (حامص . ) ۱ - پیروزی . ۲ - تسلط .
دانشنامه آزاد فارسی
چیرِگی (dominance)در ژنتیک، پوشیده شدن یک الل (اَشکال گوناگون یک ژن) با الل (دگره) دیگر. اگر فردی ناخالصدارای یک الل رنگ چشم آبی و یک الل رنگ چشم قهوه ای باشد، رنگ چشمانش قهوه ای خواهد بود. در این جا، به الل چشمان آبی نهفته و به الل چشمان قهوه ای چیره (بارز) می گویند. برای هر صفت وراثتی در گیاهان یا جانوران، همیشه دو ژن در یاخته ها یافت می شود که آن صفت را تعیین می کند. طول قامت، رنگ چشم و توانایی...
فرهنگ فارسی
۱ - غلبه ظفر پیروزی ۲ - تسلط استیلا .
چیره بودن یک گونه بر اجتماع زیستی ازلحاظ اندازه و پوشش و فراوانی
دانشنامه عمومی
برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ ویکی پدیا:سره نویسی و ویکی پدیا:قواعد نام گذاری را ببینید.چیرگی (Dominance) در ژن شناسی، رابطهٔ میان دگره های یک ژن را بررسی می کند که در صورت تفاوت دو الل یک ژن الل چیره در فنوتیپ بروز می کند.هر ژن بر روی کروموزوم، جایگاه ویژه ای دارد. در این جایگاه ویژه نوکلئوتیدها چیده شده اند که به آن چیدمان می گویند.یک ژن در جایگاه ویژهٔ خود بر روی کروموزوم می تواند دارای چیدمان های ...