چیر. (اِخ ) قریه ای است در چهار فرسنگی مشرق سوریان . (از فارسنامه ٔ ناصری ). از قرای بوانات فارس است .
حصه؛ بهره؛ نصیب.
۱. پیروزمند.
۲. غالب؛ مسلط: ◻︎ شاهی که بر او هیچ مَلِک چیر نباشد / شاهی که شکارش بهجز از شیر نباشد (منوچهری: ۱۵۶).
۳. دستیافته.
۴. حصه؛ بهره؛ نصیب.
چیر به معنی جیغ و داد