چکه . [ چ َ ک ِ / ک َ ] (ص ) کوچک و خرد را گویند. (برهان ) (آنندراج ). کوچک ، خرد و خرده . (ناظم الاطباء).
۱. کوچک؛ خرد.
۲. حقیر.
۳. [عامیانه] شخص لوده و مسخره؛ آنکه همیشه شوخی و مسخرگی کند و مردم را بخنداند.
۱. قطره؛ آب اندک که از جایی یا چیزی بچکد.
۲. [مجاز] مقدار کمی از مایع: یک چکه آب نمانده بود.
〈 چکهچکه: قطرهقطره.
(چِ کِّ) (اِ.) قطره ، قطرة آب .
(چِ کِ یا کَ) [ تر. ] 1 - (اِ.) کوچک ، حقیر. 2 - (ص .) شوخ ، مسخره .
شاخه
خروج مایعات از مسیری مشخص و به صورت قطره قطره و سقوط آن ها تحت تاثیر نیروی جاذبه زمین.
شاخه
کنار و گوشه
کف زدن – دست زدن
۱آب جاری ۲قطره آب
دانه ای از یک بوته
۱سرسخت ۲چشت و چابک – دلیر ۳هوچی
مغز گردو یا سیر یا هر چیز مانند آن
شاخه
شاخه
تراب
چک، چکانه، نشت
جرعه، قطره، قلپ
تراوش، تراویده، رشحه، ریزش
۱. تراب
۲. جرعه، قطره، قلپ
۳. تراوش، تراویده، رشحه، ریزش
۴. چک، چکانه، نشت
شاخه