معانی کلمه : چکری
لغت نامه دهخدا
چکری . [ چ ُ ] (هندی ، اِ) به هندوستانی دختر را گویند. (برهان ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
=ریواس۱: در قهستان به نام دولت تو / شاید ار قند آید از چکری (شمس فخری: مجمع الفرس: چکری ).
فرهنگ معین
(چُ ) (اِ. ) ریواس .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ریواس .
ریواس بود . ریباس
ریواس بود . ریباس
