چپ افتادن. [ چ َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) چپ بستن. || مخالفت کردن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اعتراض کردن. ( ناظم الاطباء ). مخالف یا دشمن بودن. ( فرهنگ نظام ).- چپ افتادن باکسی ؛ کینه از وی بدل گرفتن. با او بد شدن. دشمن شدن با وی : از چشم هوس عیش و طرب افتاده است با راست روان زمانه چپ افتاده است.ظهوری ( از آنندراج ).|| مکاری ورزیدن. ( آنندراج ). حیله بکار بردن. ( ناظم الاطباء ). || در طرف چپ افتادن...
فرهنگ فارسی
چپ بستن . یا مخالفت کردن . اعتراض کردن . مخالف یا دشمن بودن . چپ افتادن با کسی کینه از وی بدل گرفتن . با او بد شدن . دشمن شدن باوی .
مترادف و متضاد
۱. دشمنشدن ۲. دشمنی کردن، مخالفت کردن، کینهتوزشدن، خصمانه رفتار کردن ≠ همراهی کردن