معانی کلمه : چپه
لغت نامه دهخدا
چپه . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای است از مزارع بجنورد، که هوایش معتدل و جمعیتش چهار خانوار است و زراعتش از آب چشمه مشروب میشود». (از مرآت البلدان ج 4 ص 213).
فرهنگ عمید
پاروی قایقرانی
۱. واژگون.
۲. کسی که بیشتر با دست چپ کار میکند؛ چپدست.
〈 چپه شدن: (مصدر متعدی) [عامیانه] = 〈 چپه کردن
〈 چپه کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. واژگون شدن؛ وارون شدن.
۲. [مجاز] خوابیدن.
فرهنگ معین
(چَ پِّ ) (ص . ) ۱ - چپ دست ، کسی که با دست چپ کار می کند. ۲ - واژگون .
فرهنگ فارسی
۱-( صفت )کسی که کارها بدست چپ انجام دهد. ۲- ( اسم ) انحراف بیک سمت .
مولف مر آت البلدان نویسد : (( مزرعه ایست از مزارع بجنورد که هوایش معتدل و زراعتش از آب چشمه مشورب میشود ) )
مولف مر آت البلدان نویسد : (( مزرعه ایست از مزارع بجنورد که هوایش معتدل و زراعتش از آب چشمه مشورب میشود ) )
گویش مازنی
پارو
اندک کم ذره چکه
۱بیراهه ۲واژگونه
/cheppe/ اندک کم ذره چکه & بیراهه - واژگونه
مترادف و متضاد
صفت
پارو
پرت، واژگون
۱. پرت، واژگون
۲. پارو
واژه نامه بختیاریکا
( چَپِه ) چپه معملا از سه تا ده پتیر نان تشکیل شده است
( چَپه ) دسته؛ گروه
( چَپِه ) شامل حداگثر مقداری که یک دست ظرفیت گرفتن آن را دارد
( چَپِه ) کف دست
( چَپه ) دسته؛ گروه
( چَپِه ) شامل حداگثر مقداری که یک دست ظرفیت گرفتن آن را دارد
( چَپِه ) کف دست
