معانی کلمه : چپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(چَ ) ۱ - (ص . ق . ) کج ، ناراست . ۲ - (ص . ) واژگون . ۳ - لوچ ، دو بین . ۴ - کسی که با دست چپ کار می کند. ۵ - (اِ. ) طرف چپ . ۶ - اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام های سیاسی خود خواستار دگرگونی ها و تحولات انقلابی و تند می باشند. این
فرهنگ فارسی
مقابل راست، ناراست، واژگون، چپه هم میگویند
( اسم ) ۱- یسار ایسر مقابل راست . ۲- ( صفت ) ناراست نادرست .۳- ( صفت ) واژگون . ۴- لوچ احول کاژ کاج . ۵- آنکه با دست چپ کار کند. ۶- طرفدار سیاست دست چپی طرفدار سوسیالیسم و کمونیسم . ۷- ( اسم ) بی اصولی ساز و گویندگی .
مقابل راست ٠ برابر راست ٠ یسار که مقابل یمین باشد . طرف چپ .
( اسم ) ۱- یسار ایسر مقابل راست . ۲- ( صفت ) ناراست نادرست .۳- ( صفت ) واژگون . ۴- لوچ احول کاژ کاج . ۵- آنکه با دست چپ کار کند. ۶- طرفدار سیاست دست چپی طرفدار سوسیالیسم و کمونیسم . ۷- ( اسم ) بی اصولی ساز و گویندگی .
مقابل راست ٠ برابر راست ٠ یسار که مقابل یمین باشد . طرف چپ .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
قطره
مقداری کمی از مایع
۱چپ ۲آماس ۳مالامال و سر ریز
/chap/ قطره & چپ - آماس ۳مالامال و سر ریز & مقداری کمی از مایع
گویش اصفهانی
تکیه ای: čap
طاری: čap
طامه ای: čap
طرقی: čap
کشه ای: čap
نطنزی: čap
مترادف و متضاد
صفت ≠ یمین
میسره، یسار
۱. میسره، یسار ≠ یمین
۲. یسار ≠ میمنه
۳. کژبین
۴. چپه، واژگون
۵. احول، کاچ، کاژ، لوچ
۶. کمونیست ≠ کاپیتالیست
۷. چپدست
۸. نادرست، ناراست ≠ راست
۹. مخالف، دشمن
۱۰. خمیده، کج
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( چُپ ) آتش نخستین؛ آتش که منبع و منشا می باشد و دیگر اجاقها با آن روشنایی میگیرند
دست چپ
( چُپ ) معادل یک شخم خطی به عرض حدود یک تراکتور؛ طول نامحدود و با میزان عبوری یکبار
چِپ چواسه؛ چَپِ ری
چمراست
دست چپ
( چُپ ) معادل یک شخم خطی به عرض حدود یک تراکتور؛ طول نامحدود و با میزان عبوری یکبار
چِپ چواسه؛ چَپِ ری
چمراست
