Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چو انداختن

تلفظ بین المللی : /tʃˈo andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [tS'o and'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • چو
  • چُو
  • چو افتادن
  • چو ین لای
  • چو اسبی
  • چو الک
  • چو بازی
  • چو بزئن
  • چو بزه خاک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چو انداختن. [ چ َ / چُو اَ ت َ ] ( مص مرکب ) چو افکندن. هو انداختن. آوازه درانداختن. شهرت دادن. اشتهار دادن و بیشتر بدروغ یا بگزاف. منتشر کردن خبری را که غالباً بی اصل است. خبری دروغ شایع کردن. انتشار دادن خبری برای غرضی. شایع ساختن امری. ( از یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ فارسی

هو انداختن ٠ آوازه در انداختن

مترادف و متضاد

شایعه‌پردازی کردن، شایعه‌سازی کردن، شایعه ساختن، شایع کردن


کلمات مرتبط

  • چو
  • چُو
  • چو افتادن
  • چو ین لای
  • چو اسبی
  • چو الک
  • چو بازی
  • چو بزئن
  • چو بزه خاک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات