Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چون

تلفظ بین المللی : /tʃˈon/ تلفظ :‌ [tS'on]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • چون دانه های زنجیر
  • چون غوک یا قورباغه صدا کردن
  • چون و چرا
  • چون دو هوان
  • چون هاوان چاتیچای
  • چون من گفتم
  • چون کَش
  • چون زان
  • چون ابر در بهاران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چون. ( حرف اضافه ) در پهلوی چیگون مرکب ازچی ( چه ) و گون و گونه که بمعنی قسم و رنگ است و مخفف آن چو میباشد. ( از حاشیه برهان چ معین ). برای تشبیه آید و بمعنی مانند است. ( از غیاث اللغات ). مثل و مانند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). همال. همتای. کُفْو. بکردار. بسان ِ. مثل ِ. مانندِ. بمثابه ٔ. آسا. ( یادداشت مؤلف ) : بر که و بالا چو چه ؟ همچون عقاب اندر هوابر تریوه راه ...

فرهنگ عمید

وسیله‌ای برای خرمن‌کوبی شامل چند استوانۀ چوبی که بر گرد هر ‌استوانه چند تیغۀ آهنی نصب‌ شده.

۱. از آنجا که؛ زیرا: ◻︎ ز تو سام دانم که بُد مردتر / بخست این شهی چون نبد بدگهر (فردوسی۲: ۲۶۱۵).۲. (حرف اضافه) مانندِ؛ مثلِ: ◻︎ چون برگ لاله بوده‌ام و اکنون / چون سیب پژمریده بر آونگم (رودکی۱: ۸۸).۳. (حرف، قید) وقتی‌که: ◻︎ سخن چون برابر شود با خرد / روان سراینده رامش برد (فردوسی: ۲/۲۰۱).۴. (قید) [قدیم...

فرهنگ معین

[ په . ] ۱ - (ق . ) مانند، مثل . ۲ - (حر رب . ) وقتی ، هنگامی که . ۳ - زیرا، بدین سبب .

فرهنگ فارسی

مثل، مانند، حرف ربط، وقتی، هنگامی، زیرا، سبب
۱ - مانند مثل . ۲ - وقتی هنگامی : (( سخن چون برابر شود با خرد ز گفتار گوینده رامش برد . ) ) ۳ - زیرا ازیرا بدین سبب : (( من نرفتم چون تو هم نرفتی . ) ) ۴ - ( ادات استفهام ) چگونه چطور چسان : (( میگوید چون بود حال آن جهودان و منافقان ? ) ) ( کشف الاسرار )

گویش مازنی

کسی که از شدت سرما بی حرکت شود

/choon/ کسی که از شدت سرما بی حرکت شود

گویش بختیاری

(تصویر) چونورگ.

مترادف و متضاد

چو

وقتی، هنگامی

چسان، چطور، چگونه

چونان، شبیه، مانند، مثل

برای‌اینکه، چون‌که، زیرا ≠ چرا، برای‌چه

۱. برایاینکه، چونکه، زیرا
۲. چونان، شبیه، مانند، مثل
۳. وقتی، هنگامی
۴. چسان، چطور، چگونه
۵. چو ≠ چرا، برایچه
۶. اگر
۷. تا، تااینکه

like (حرف اضافه)مثل، چنانکه، چون، سان، چنانsince (حرف اضافه)چونsince (حرف ربط)چون، نظر باینکه، چون...

واژه نامه بختیاریکا

( چون (چوم) * ) خرمنکوب
چینا؛ چی کِه؛ سی

کلمات مرتبط

  • چون دانه های زنجیر
  • چون غوک یا قورباغه صدا کردن
  • چون و چرا
  • چون دو هوان
  • چون هاوان چاتیچای
  • چون من گفتم
  • چون کَش
  • چون زان
  • چون ابر در بهاران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات