چول . (اِ) در تداول عوام ، بورشده . کسی که در بازی نوبتش گذشته است . (فرهنگ لغات عامیانه تألیف سیدمحمدعلی جمالزاده ).
چوله#NAME?
۱. بیابان بیآبوعلف.
۲. جای خالی از آدمی؛ چولستان.
(ص .) خمیده ، منحنی .
(اِ.) = چل . چر: آلت تناسل نر، نره .
[ تر. ] (اِ.) بیابان ، صحرای خالی از بشر.
خمیده، منحنی
بیابان، برهوت
آلتتناسلی، نره
۱. خمیده، منحنی
۲. آلتتناسلی، نره
۳. بیابان، برهوت