Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چودری

تلفظ بین المللی : /tʃodˈari/ تلفظ :‌ [tSod'aRi]
لغت نامه دهخدا
  • اشرف چودری
  • ساریتا چودری
  • سوفی چودری
  • فضل اللهی چودری
  • ماهیما چودری
  • سپید چادری
  • چادری
  • چودی گیلک
  • چورینگا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

چودری .(اِ) صاحب منصب دولتی در هند که دوپته داشت و پته بمعنی علامت و نشانه است : «و تفاوت میان چودری و رعیت این بود که چودری دو پته داشت ». (تاریخ فیروزشاهی ).


کلمات مرتبط

  • اشرف چودری
  • ساریتا چودری
  • سوفی چودری
  • فضل اللهی چودری
  • ماهیما چودری
  • سپید چادری
  • چادری
  • چودی گیلک
  • چورینگا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات