Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چوبنه

تلفظ بین المللی : /tʃuːbˈaneː/ تلفظ :‌ [tSu:b'ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دینار چونه
  • بهرام چوبینه تنگ
  • چوبه دار
  • چونه زدن
  • طناب چوبه دار
  • چوبه
  • چونه
  • چوبینه
  • هوه چوبه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چوبنه. [ ب ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) مخفف چوبینه است و آن مرغی باشد صحرائی شبیه به مرغ خانگی و آن را کار وانک خوانند و خروس آنرا بعربی کروان گویند هوبره و بوتیمار. ( ناظم الاطباء ). || وردنه چوبی که بدان خمیر پهن کنند. || تیر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چوبین و چوبینک و چوبینه شود.

فرهنگ عمید

چوبینه#NAME?

=چوبینه

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - ساخته از چوب چوبی : افزار جوبین . ۲ - رو پاکی سرخ رنگ که بر سر بندند ۳ - مرغی است صحرایی کاروانک .
مخفف چوبینه است . یا چوبنه و آن مرغی باشد صحرائی شبیه به مرغ خانگی و آنرا کار وانک خوانند و خروس آنرا بعربی کروان گویند .

کلمات مرتبط

  • دینار چونه
  • بهرام چوبینه تنگ
  • چوبه دار
  • چونه زدن
  • طناب چوبه دار
  • چوبه
  • چونه
  • چوبینه
  • هوه چوبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات