معانی کلمه : چوبخوارک
لغت نامه دهخدا
چوبخوارک. [ خوا / خا رَ ] ( اِ مرکب ) چوبخوار. موریانه. رجوع به چوب خوار و موریانه شود.
فرهنگ عمید
= موریانه
فرهنگ فارسی
موریانه
( اسم ) کرمی است که چوب و پشمینه و پلاس را بخورد و ضایع سازد ارضه .
چوبخوار ٠ موریانه ٠
( اسم ) کرمی است که چوب و پشمینه و پلاس را بخورد و ضایع سازد ارضه .
چوبخوار ٠ موریانه ٠
