معانی کلمه : چهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. روی، رخسار.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) روی ، صورت .
فرهنگ فارسی
چهره، روی، رخساره، صورت انسان
( اسم ) ۱ - اصل نژاد. ۲ - روی صورت .
دهیست از دهستان چهار بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان .
( اسم ) ۱ - اصل نژاد. ۲ - روی صورت .
دهیست از دهستان چهار بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
شخصیت
اصل، نژاد
چهره، رخسار، رخ، رو، سیما، صورت، وجه
۱. چهره، رخسار، رخ، رو، سیما، صورت، وجه
۲. اصل، نژاد
۳. شخصیت
