معانی کلمه : چهار برابر کردن
لغت نامه دهخدا
چهار برابر کردن. [ چ َ / چ ِ ب َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوبار مضاعف کردن. دوبار دوچند کردن. افزودن چیزی یا تعدادی یا عددی تا آنجا که چهار برابر میزان اول شود.
فرهنگ فارسی
دوبار مضاعف کردن . دوبار دو چند کردن . افزودن چیزی یاتعدای یا عددی تا آنجا که چهار برابر میزان اول شود .
مترادف و متضاد
quadruplicate (اسم)
چهار برابر کردن
quadruple (فعل)
چهار برابر کردن
quadruplicate (فعل)
چهار برابر کردن، در چهار نسخه تهیه کردن
