Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چنگ

تلفظ بین المللی : /tʃˈanɡ/ تلفظ :‌ [tS'ang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • چنگ دار
  • چنگ زدن
  • چنگ زن
  • چنگ نواز
  • چنگ الماس
  • چنگ دیتال
  • چنگ چیل
  • چنگ رومی
  • چنگ پشت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

چنگ . [ چ ُ ] (اِ) سخن و گفتار بود. (جهانگیری ) (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || امر بسخن کردن . (آنندراج ) (انجمن آرا). و رجوع به چنگیدن شود. || برچیدن مرغ دانه را از زمین . (برهان ). و دانه که مرغ از زمین برچیند. (ناظم الاطباء). || کشتی و جهاز بزرگ . (برهان ) (ناظم الاطباء).

چنگ . [ چ ِ ] (اِ) منقار جانوران . (جهانگیری ). منقار مرغان . (برهان ) (آن...

فرهنگ عمید

منقار.

۱. (موسیقی) از سازهای سیمی قدیمی که ۴۶ سیم دارد و با انگشتان دست نواخته می‌شود؛ هارپ: ◻︎ پیران چنگ‌پشت و جوانان چنگ‌زلف / در چنگ، جام باده و در گوش بانگ «چنگ» (سوزنی: ۲۳۲).
۲. (صفت) [قدیمی] هرچیز خمیده یا سرکج؛ خمیده؛ منحنی.
⟨ چنگ‌ زدن: (مصدر لازم) نواختن چنگ.

۱. پنجۀ انسان؛ پنج انگشت دست انسان.۲. پنجه و چنگال درندگان و پرندگان.۳. [قدیمی] دست.۴. [قدیمی] قلاب؛ چنگک...

فرهنگ معین

( ~.) (ص .) منحنی ، خمیده .

(چُ) (اِ.) = چنگیدن : سخن ، گفتار.

(چَ) (اِ.) پنجه و مجموعة انگشتان انسان و دیگر جانوران .

( ~.) [ په . ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیلة انگشتان دست نواخته می شود.

( ~. ) [ په . ] (اِ. ) یکی از سازهای سیمی که به وسیلة انگشتان دست نواخته می شود. (چَ ) (اِ. ) پنجه و مجموعة انگشتان انسان و دیگر جانوران . ( ~. ) (ص . ) منحنی ، خمیده . (چُ ) (اِ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مطلق قلاب . ۲ - قلابی که بدان فیل را رانند خصوصا کجک .
سخن و گفتار بود . یا امر بسخن کردن . یا بر چیدن مرغ دانه را از زمین .

دانشنامه عمومی

(گنابادی) چُنگ؛ نوک پرندگان، منقار. || نوک و قلۀ کوه.

چنگ یا هارپ (به انگلیسی : Harp) گونه ای ساز زهی باستانی است و در کنار ساز رود (بربت)، از مشهورترین سازهای ایران باستان به شمار می آمده است.سازهای زهیسازهای زهی زخمه ایدر ادبیات پارسی بسیار از این ساز یاد شده است و سیارهٔ زهره را چنگ زن دانسته اند. در مُهری گِلین که در بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی توسط دو باستان شناس از دانشگاه شیکاگو ب...

گویش مازنی

به اندازه ی یک مشت

شالی درو شده ای که در یک مشت جای گیرد

۱فلج شدن و جمع شدن اعضای بدن در اثر گرفتگی عضلات ۲مجموعه ...

/chang/ به اندازه ی یک مشت & فلج شدن و جمع شدن اعضای بدن در اثر گرفتگی عضلات - مجموعه ی چنگال پرنده ۳پنجه ی انسان و حیوان & شالی درو شده ای که در یک مشت جای گیرد

مترادف و متضاد

ساز

اختیار

پنجه، دست

قلاب، کجک

چنگال، مخلب

پنجه، خمیده

منقار، تک، نوک

۱. چنگال، مخلب
۲. منقار، تک، نوک
۳. پنجه، دست
۴. اختیار
۵. ساز
۶. پنجه، خمیده
۷. قلاب، کجک

paw (اسم)پا، دست، پنجه، چنگال، چنگgrapnel (اسم)لنگر، قلاب، چنگ، چنگک، چنگک یا قلاب کشتی، قلاب چند شاخه ایgripe (اسم)تسلط، گیر، چنگ، شکایت، گله، درد سخت، تش...

واژه نامه بختیاریکا

پنگ؛ پَنگالِه؛ قَپ؛ هَل پَنگه؛ چِنج؛ چنگول

فرهنگستان زبان و ادب

{CMG} [هوافضا] ← چرخش نمای گشتاورساز
{harp} [موسیقی] سازی از دستۀ چنگ ها

کلمات مرتبط

  • چنگ دار
  • چنگ زدن
  • چنگ زن
  • چنگ نواز
  • چنگ الماس
  • چنگ دیتال
  • چنگ چیل
  • چنگ رومی
  • چنگ پشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات