Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چشنده

تلفظ بین المللی : /tʃaʃˈandeː/ تلفظ :‌ [tSaS'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سرد و گرم چشیده
  • گویچۀ سفید چندهسته ای
  • سردوگرم چشیده
  • چندهمسر گزینی
  • چخنده
  • چرنده
  • چشیده
  • چمنده
  • چکنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چشنده. [ چ َ / چ ِ ش َ دَ / دِ ] ( نف ) کسی که چیزی را میچشد و چاشنی میکند. ( ناظم الاطباء ). آن کس که طعام یا شراب را چشد و مزه آن را امتحان کند. چاشنی گیر. طاعِم. ( منتهی الارب ). رجوع به چشیدن شود.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که مزۀ چیزی را بچشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کسی که مز. چیزی را بچشد . ۲ - چاشنی گیر

مترادف و متضاد

taster (اسم)
خبره، چشنده، مزه سنج

کلمات مرتبط

  • سرد و گرم چشیده
  • گویچۀ سفید چندهسته ای
  • سردوگرم چشیده
  • چندهمسر گزینی
  • چخنده
  • چرنده
  • چشیده
  • چمنده
  • چکنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات