کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چشمه-یا-جوی-اب | کلماتور
معنی کلمه : چشمه یا جوی اب
تلفظ بین المللی :
/tʃˈeʃmeː jɑː dʒˈuːj ˈaːb/
تلفظ :
[tS'eSme: jA: dZ'u:j 'a:b]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دارای چشم تار یا اشک الود
دارای چشمها یا خالهای رنگارنگی
روده یا چشم و غیره را در اوردن
صلبیه یا سفیده سخت چشم
غول یا پهلوان یک چشم
وابسته به جلیدیه یا عدسی چشم
از کسی زهر چشم گرفتن یا به کسی زهر چشم نشان دادن
چشم وگوش کسی از چیزی پر بودن یا شدن
خار چشم کسی بودن یا شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
lymph
(اسم)
چرک، جراحت، لنف، چشمه یا جوی اب، اب زلال، شیره غذایی
کلمات مرتبط
دارای چشم تار یا اشک الود
دارای چشمها یا خالهای رنگارنگی
روده یا چشم و غیره را در اوردن
صلبیه یا سفیده سخت چشم
غول یا پهلوان یک چشم
وابسته به جلیدیه یا عدسی چشم
از کسی زهر چشم گرفتن یا به کسی زهر چشم نشان دادن
چشم وگوش کسی از چیزی پر بودن یا شدن
خار چشم کسی بودن یا شدن
نظرات