چشمه سوزن. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی ، اِمرکب ) چشم سوزن را گویند. ( انجمن آرا ). کنایه از سوراخ سوزن است. ( آنندراج ). سَم ُ الخِیاط : این جهان با دل تو تنگ تر است از دل مور و چشمه سوزن.فرخی.تا پیل چو یک فریشم پیله اندر نشود بچشمه سوزن شاها توبزیر فر یزدان مان بدخواه تو زیر دست آهرمن.عسجدی.چشمه سوزن محیط بحر نتواند شدن در دل تنگم محیط بحرچون گنجیده است.صائب ( از آنندراج ).و رجو...