چشته. [ چ َ / چ ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) مخفف چاشته است که طعمه و طعام اندک باشد. ( برهان ). مخفف چاشته است. ( انجمن آرا ). بمعنی طعام چاشت باشد و بعد از آن تخفیف نموده بمعنی مأخوذ استعمال کرده باشند. ( آنندراج ). طعام اندک و طعمه و چاشت. ( ناظم الاطباء ). غذایی که به حیوانات به خصوص درندگان میدهند، که درتکلم طعمه است. ( فرهنگ نظام ). طعمه. نواله : و چون سلیمان به اسد رسید مصاف داده همی آمدند تا بسار...
فرهنگ عمید
طعمه ای که به حیوانات می دهند.
فرهنگ معین
(چَ یاچِ تِ ) (اِمر. ) ۱ - چاشت . ۲ - طعمه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - چاشت . ۲ - طعمه نواله . ۳ - غذایی که بحیوانات ( ماهیان جانوران درنده و غیره ) دهند. ۴ - چاشنی مزه . ۵ - کمی از گوشت که بمرغان شکاری دهند تا آنها را حریصص بشکار کنند .