چستی. [ چ ُ ] ( حامص ) مقابل سستی. ( آنندراج ). چالاکی و زبردستی و جلدی و تیزدستی و بیداری و سرعت. ( ناظم الاطباء ). چابکی و فرزی. زبری و زرنگی و هوشیاری. سبکی و سبکبالی. عارضَة. طَرثَخَة. طَرخَثَه. قَفَص. ( منتهی الارب ). خفت و سرعت : چون گرانباران بسختی میروندهم سبکباری و چستی خوشتر است.سعدی.دع التکاسل تغنم فقد جری مثل که زاد راهروان چستی است و چالاکی.حافظ.در مذهب طریقت خامی نشان کفر است آری طری...
فرهنگ عمید
چابکی، چالاکی.
فرهنگ معین
( چُ ) (حامص . ) چابکی ، چالاکی .
فرهنگ فارسی
چابکی جالاکی . مقابل سستی . سبکی و سبکبالی خفت و سرعت .