معانی کلمه : چرکس
لغت نامه دهخدا
چرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) طایفه ای از طوایف فارس . مؤلف فارسنامه نویسد: «اصل آنها از اهل چرکس روم است ، در زمان سلاطین صفویه بفارس آمده در دهات بلوک دز کرد منزل نموده معیشت آنها از زراعت است ». (فارسنامه ٔ ناصری ص 331).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ناحیه بزرگی از قفقاز واقع در قسمت غربی سلسله جبال قفقاز و دامنه های شمالی آن که مجرای رودهای قوبان و ترک در شمال آن قرار دارد و آن محل سکونت قوم چرکس و بخشی از اتحاد جماهیر شوروی است .
نام یکی از امرای روم که بنا بنوشته مولف تاریخ غازانی در بیست و چهارم رمضان سال ۶۹۸ هجری بامر غازان خان بقتل رسیده است .
نام یکی از امرای روم که بنا بنوشته مولف تاریخ غازانی در بیست و چهارم رمضان سال ۶۹۸ هجری بامر غازان خان بقتل رسیده است .
