کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چرخ-انداز | کلماتور
معانی کلمه : چرخ انداز
تلفظ بین المللی :
/tʃˈarx ˈaːndˈɑz/
تلفظ :
[tS'aRx 'a:nd'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چرخ اندازی
اندازه گیر سرعت چرخش
چرخانداز
چرخ
چَرخ
چرخ ابگرد
چرخ باربری
چرخ تسمه
چرخ خاک کشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
چرخ انداز. [ چ َ اَ ](نف مرکب ) کماندار را گویند. (برهان ) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). || تیرانداز استادِ شخ کمان . (انجمن آرا). آنکه کمان سخت تیر اندازد. (آنندراج ). تیرانداز. (ناظم الاطباء). کسی که با کمان سخت تیر اندازد.(فرهنگ نظام ). تیرانداز ماهر و قویدست : شهاب وار چوتیر از کمان خود رانی ثنای شست تو گوید سپهر چرخ انداز. نجیب الدین جرفادقانی (از انجمن آرا).جوانی به بدرقه همراه من بود، سپرباز،...
فرهنگ عمید
کمانگیر؛ کماندار؛ تیرانداز.
فرهنگ معین
(چَ. اَ) (ص فا.) تیرانداز، کمانگیر.
فرهنگ فارسی
کماندار را گویند ٠ یا تیر انداز استاد شیخ کمان ٠
کلمات مرتبط
چرخ اندازی
اندازه گیر سرعت چرخش
چرخانداز
چرخ
چَرخ
چرخ ابگرد
چرخ باربری
چرخ تسمه
چرخ خاک کشی
نظرات