چرخچی. [ چ َ ] ( ص مرکب ) در عالم آرای سکندربیک ، فوج هراول را گویند. ( آنندراج ). فوج هراول. ( غیاث ). در عصر سلطنت صفویه لشکر پیشرو را میگفتند، شاید بهمان مناسبت که آن قسم لشکر در قدیم کماندار بوده. ( فرهنگ نظام ). مقدمةالجیش. پیشقراول لشکر. طلایه : اگر آوازه ات در روز اول چرخچی گرددمخالف میشود مغلوب اهل دین به آسانی.اثیر ( از آنندراج ).رجوع به چرخچی باشی شود.|| چرخ انداز. ( فرهنگ نظام ). کماندا...
فرهنگ عمید
۱. آن که چرخی را می گرداند. ۲. کسی که با چرخ کار می کند. ۳. [منسوخ] در دورۀ صفویه، هریک از توپچیانی که پیشرو سپاه بودند، چرخ انداز، کمان دار.
فرهنگ فارسی
آنکه چرخی رامیچرخاند، چرخ انداز، کماندار در عالم آرای سکندر بیک فوج هراولرا گویند ٠ یا فوج هراول ٠ یا توپچی ٠ راننده چرخ ٠