Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چراغپای

تلفظ بین المللی : /tʃarˈɑq1pˈɑje/ تلفظ :‌ [tSaR'Aq1p'Aje]
لغت نامه دهخدا
  • چراغپایه
  • چراغپایه بازی
  • چراغپایه کردن
  • چراغپا
  • چراغ پای خودش را روشن نمی کند
  • چراغپا کردن
  • چراغهای روشنایی قدیم
  • قره اغاج چراغچی
  • لوخ چراغوکی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

چراغپای. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چیزی که چراغ را بر بالای آن گذارند. چراغپا. پایه چراغ. چراغپایه. مَنارَه. ( ملخص اللغات حسن خطیب ) ( محمودبن عمر ربنجنی ) ( تفلیسی ). رجوع به چراغپا و چراغپایه شود. || راست شدن اسب بر روی دو پای. برداشتن اسب دو دست خود را و ایستادن بر دو پای. رجوع به چراغپا وچراغپایه شود.

کلمات مرتبط

  • چراغپایه
  • چراغپایه بازی
  • چراغپایه کردن
  • چراغپا
  • چراغ پای خودش را روشن نمی کند
  • چراغپا کردن
  • چراغهای روشنایی قدیم
  • قره اغاج چراغچی
  • لوخ چراغوکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات