معانی کلمه : چتو
لغت نامه دهخدا
چتو. [ چ َ ] ( اِ ) پرده ای باشد که بر روی چیزها پوشند. ( برهان ). بمعنی پرده است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( فرهنگ شعوری ). پرده باشد. ( جهانگیری ). پرده و حجابی که بر روی چیزی پوشند. ( ناظم الاطباء ). پرده. ( فرهنگ نظام ) :
دگر ریاحین چون دختران دامنکش
گرفته گرد خواتین گل ز رشک چتو.
دگر ریاحین چون دختران دامنکش
گرفته گرد خواتین گل ز رشک چتو.
فرهنگ عمید
پرده، تجیر: دگر ریاحین چون دختران دامن کش / گرفته گرد خواتین گل زرشک چتو (نزاری: رشیدی: چتو ).
گویش مازنی
چه طور
/cheto/ چه طور
واژه نامه بختیاریکا
( چِتُو * ) عزا
