معانی کلمه : چاکی
لغت نامه دهخدا
چاکی. ( حامص ) پارگی. شکافتگی و در تداول عامه با این ترکیبات مصدری و وصفی آمده است : سینه چاکی. چاکچاکی. قبا سه چاکی.
فرهنگ فارسی
پارگی . شکافتگی و در تداول عامه با این ترکیبات آمده است .
دانشنامه عمومی
چاکی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان بریاجی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
این روستا در دهستان بریاجی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
wiki: چاکی
