معانی کلمه : چاه یوز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چنگک یا قلابی که با آن دلو یا چیزی دیگر را که به چاه افتاده باشد از چاه بیرون بیاورند، چاه جو.
فرهنگ معین
(اِمر. ) قلابی باشد که بدان چیزی را که به چاه افتد برآرند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قلابی باشد که بدان چیزی را که بچاه افتد بر آرند.
قلاب چندند که بدان دلو از چاه بیرون آورند ٠ کنایه از قلاب آهنین که چیزهای در چاه افتاده را بدان بر آرند ٠ یا چاخو٠ مقنی ٠ چاه کن ٠ حفر کنند. چاه قنات ٠
قلاب چندند که بدان دلو از چاه بیرون آورند ٠ کنایه از قلاب آهنین که چیزهای در چاه افتاده را بدان بر آرند ٠ یا چاخو٠ مقنی ٠ چاه کن ٠ حفر کنند. چاه قنات ٠
