چالش . [ ل ِ ] (اِمص ) (اسم مصدر از چالشمق ترکی ) به معنی زد و خورد . جدال . تلاش . || کشتی . مصارعت .
( ~.) (اِ.) زد و خورد، جنگ و جدال .
(لِ) (اِمص .) 1 - با ناز و غرور خرامیدن ؛ رفتار از روی کبر و غرور. 2 - جولان .
چالِش؛ در اصل واژه ای است ترکی به معنای جنگ و جدال و زدوخورد از روی تنفر و دشمنی، و نیز به معنای تلاش و کوشش در میدان جنگ یا کارزاری مانند آن است.
درگیر شدن در یک بحث یا موضوع. || به چالش کشیدن: جدل و تلاش برای نفی ادعاهای طرف مقابل درکارزار. با قدرت کلامی، خود را برتر جلوه دادن، در برابر خودنمایی و قدرت نمایی حریف در میدان جنگ یا مکالمۀ دشمنانه.
جولان
تکبر، غرور
تلاش، مبارزه
مساله، موضوع
مباشرت، هماغوشی
خرامیدن، خرامش، نازخرامی
جنگ وجدال، زدوخورد، کشمکش
۱. خرامیدن، خرامش، نازخرامی
۲. تکبر، غرور
۳. جولان
۴. جنگ وجدال، زدوخورد، کشمکش
۵. تلاش، مبارزه
۶. مساله، موضوع
۷. مباشرت، هماغوشی